زندگی در آلمان برای ایرانیان

زندگی در آلمان برای ایرانیان چگونه است

زندگی در آلمان و شرایط آن

زندگی در آلمان به عنوان پیشرفته ترین کشور قاره اروپا و یکی از بهترین کشورهای جهان، از حیث شرایط اقتصادی، توسعه پایدار، رفاه و بهداشت هدف دانشجویان، متخصصین حرفه ای و صاحبان سرمایه بین المللی بسیاری است. ثبات و پایداری شرایط زندگی در آلمان نه تنها مهاجرین آفریقایی و آسیایی را جذب این سرزمین می کند بلکه بسیاری از متقاضیان از سایر کشور های اروپایی و انگلیسی زبان هستند. به دلیل استقبال گسترده متقاضیان مهاجرت به آلمان، از جزئیات مربوط به زندگی در آلمان کوچ یاران گروه مهاجرتی کوچ آیین، آخرین اطلاعات مربوط به زندگی در آلمان را برای پاسخ به پرسش های احتمالی شما گردآوری کرده اند.

زندگی در آلمان برای ایرانیان

 برای دریافت راهنمایی تخصصی و کارشناسانه درباره مهاجرت و زندگی در آلمان با کوچ یاران گروه مهاجرتی کوچ آیین، تماس حاصل فرمایید.

شرایط زندگی در آلمان

آلمان را بهتر بشناسیم

جمهوری فدرال آلمان یا Bundesrepublik Deutschland، کشوری در شمال اروپای مرکزی، حدفاصل دامنه بیرونی کوه های آلپ به سمت شمال واقع شده است. آلمان، یکی از بزرگترین کشورهای اروپا، مناظر متنوعی از کوه های بلند و انبوه جنوب گرفته تا دشت های شنی و روان شمال، تپه های جنگلی غرب شهرنشین تا دشت های کشاورزی شرق. در قلب این کشور، شهر با شکوه برلین قرار دارد که مانند ققنوس از خاکستر جنگ جهانی دوم برخاسته و اکنون پس از چند دهه تقسیم، پایتخت آلمان متحد شده است. حوزه رودخانه راین که از سوئیس به سمت شمال آلمان در جریان است قطب هنرهای تجسمی، ادبیات، فولکلور و آواز به شمار می رود و صدها قلعه قرون وسطایی، کلیسا، روستا و شهرهای زیبا و مراکز یادگیری و فرهنگی در آن واقع شده اند از جمله هایدلبرگ که یکی از قدیمی ترین دانشگاه های اروپا (تاسیس شده در سال 1386 میلادی) در آن قرار دارد و ماینتس که از نظر تاریخی یکی از مهمترین مراکز نشر در اروپا است همه از قطب های اقتصاد پررونق گردشگری آلمان هستند که سالانه میلیون ها توریست را به این کشور می آورند.

پیشینه تاریخی آلمان

نام این کشور در زبان آلمانی Deutschland، در زبان انگلیسی Germany و در زبان فرانسوی Allemagne است که در ایران نیز با نام آلمان از این کشور یاد می شود. اگرچه آلمان سرزمینی با پیشینه تاریخی بسیار زیادی است، اما کم و بیش ملت آلمان به شکل کنونی خود در قرن نوزدهم، زمانی که نخست وزیر بیسمارک ده ها قلمرو پادشاهی آلمانی زبان، دولت شهرهای آزاد و اسقف نشین ها را برای تشکیل امپراتوری آلمان در سال 1871 گرد هم آورد. این امپراتوری موسوم به رایش دوم یا جمهوریWeimar  به سرعت به قدرت برتر اروپا تبدیل شد و مستعمراتی در آفریقا، آسیا و اقیانوس آرام را به دست آورد و پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول و برکناری امپراتور ویلیام دوم از بین رفت. رکود اقتصادی، بیکاری گسترده و نزاع های سیاسی که به جنگ داخلی منجر شد، منجر به سخت شدن شرایط زندگی در آلمان و فروپاشی جمهوری مترقی ویمار و ظهور حزب نازی در زمان آدولف هیتلر شد. پس از دستیابی به قدرت در سال 1933، هیتلر رایش سوم را تأسیس كرد و پس از مدت كوتاهی جنگی ویرانگر برای فتح اروپا و نابودی یهودیان، روما (كولی ها)، همجنس گرایان و دیگران به راه انداخت.

رایش سوم در سال 1945 متلاشی شد و توسط ارتش های متفقین ایالات متحده آمریکا، انگلستان، اتحاد جماهیر شوروی، فرانسه و سایر کشورها به زمین زده شد. قدرت های پیروز، آلمان را به چهار منطقه تحت اشغال و بعداً به دو کشور تقسیم کردند: جمهوری فدرال آلمان (آلمان غربی) و جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) که بیش از 40 سال توسط یک مرز طولانی از هم جدا شده بودند. در آلمان شرقی این مرز تا زمان سقوط دولت کمونیستی این کشور در سال 1989 با تدابیر دفاعی برای جلوگیری از فرار طراحی شده بود. برلین در طول جنگ سرد نقطه اختلافات بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی بود، اما با قیام مردمی و مسالمت آمیز دولت آلمان شرقی سرنگون شد و بلافاصله پس از ترمیم مجدد برلین متحد به عنوان پایتخت آلمان متحد انتخاب شد.

پیشینه تاریخی آلمان
آلمان در زمان هیتلر

آلمان در زمان جنگ جهانی دوم و بعد از آن

از زمان جنگ جهانی دوم، آلمان تلاش زیادی برای جبران جنایات دوره هیتلر انجام داده است. آلمان مدرن تلاش می کند تا منافع ملی خود را با منافع هجوم مهاجران سیاسی و اقتصادی، به ویژه از آفریقای شمالی، ترکیه و آسیای جنوبی که برای زندگی در آلمان به این کشور پناه می آورند تنظیم کند، هر چند که در پی انقلاب های بهار عربی و جنگ داخلی سوریه با ورود بیش از یک میلیون مهاجر به تنش های قومی و صف احزاب سیاسی ملی گرا به ویژه در شرق آلمان، جایی که بیکاری دو برابر غرب است افزوده شده است.

قانون اساسی جمهوری که در سال 1949 توسط آلمان غربی تصویب شد، یک سیستم فدرال ایجاد کرد که اختیارات قابل توجهی از دولت را به ایالت ها (Länder) تشکیل دهنده آن می دهد. قبل از وحدت 11 ایالت در آلمان غربی وجود داشت با الحاق آلمان شرقی، اکنون 16 ایالت در جمهوری متحد وجود دارد. بزرگترین ایالت بایرن و غنی ترین آن بادن-وورتمبرگ و پرجمعیت ترین ایالت نوردراین-وستفالن است.

مواردی با اهمیت ملی، مانند امور دفاعی و امور خارجه، مختص دولت فدرال است. در هر دو سطح ایالت و فدرال، دموکراسی پارلمانی حاکم است. جمهوری فدرال از سال 1955 عضوی از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و یکی از اعضای بنیانگذار جامعه اقتصادی اروپا بود.

بیشتر موفقیت های آلمان پس از جنگ جهانی دوم نتیجه زحمت و از خودگذشتگی مردم آن بوده است، در همین مورد رمان نویس مشهور، گونتر گراس، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1999 ، می گوید: “آلمانی بودن، غیرممکن را ممکن می سازد. این ارادت به سخت کوشی با رفتار و سلوک جمعی ترکیب شده و یک آلمان رو به جلو و متحد را ساخته است.” با این حال افراد برای زندگی در آلمان به روابط دوستانه، اوقات فراغت و همچنین برای فرهنگ آلمانی ها بسیار ارزش قائل هستند.

موقعیت جغرافیایی آلمان

آلمان هفتمین کشور بزرگ اروپا است، از این رو افراد زیادی از سرتاسر دنیا خواهان زندگی در آلمان هستند. مساحتی بالغ بر 137/847 مایل مربع که 34/836 مایل مربع آن را زمین و 3/011 مایل مربع را آب تشکیل می دهد. آلمان از شمال در شبه جزیره Jutland به دانمارک منتهی می شود. در شرق و غرب شبه جزیره، سواحل دریای بالتیک و دریای شمال، مرز شمالی را به ترتیب کامل می کنند. در غرب، آلمان با کشور هلند، بلژیک و لوکزامبورگ همسایه است. در جنوب غربی هم با  کشور فرانسه هم مرز است. آلمان تمام مرز جنوبی خود را با سوئیس و اتریش مشترک است. در جنوب شرقی مرز با جمهوری چک مربوط به مرز قبلی سال 1918 است که با پیمانی در سال 1945 تمدید شد. شرقی ترین مرز به لهستان متصل می شود. این مرز منعکس کننده سرزمین های شرقی آلمان است که در کنفرانس یالتا (فوریه 1945) و در کنفرانس پوتسدام (ژوئیه تا آگوست 1945) که در میان متحدان پیروز جنگ جهانی دوم برگزار شد و توسط دولت های بعدی تأیید شد به لهستان ملحق شد.

موفعیت جغرافیایی آلمان
مردم ساکن در آلمان

مردم ساکن در آلمان

مردمان آلمانی زبان شامل ساکنان آلمان و همچنین اتریش، لیختن اشتاین، مناطق عمده ای از سوئیس و لوکزامبورگ، بخش های کوچکی از فرانسه، بلژیک، هلند و ایتالیا می شوند. بقایای جوامع آلمان در اروپای شرقی  از نظر ریشه های قومی، اختلافات گویشی، و میراث سیاسی و فرهنگی بسیار ناهمگن هستند. با ظهور قدرت فرانسه، کنترل ژرمنی ها در غرب راین بسیار محدود شد. گویش های آلمانی فقط در آلزاس و مناطقی از لورین همچنان در فرانسه استفاده می شوند. با این حال، تحت تأثیر فشار جمعیت در قرون وسطی، آلمانی ها مناطق وسیعی از جنگل را برای ایجاد مناطق مسکونی خود تا شرق گسترش دادند.

امپراتوری آلمان که در سال 1871 ایجاد شد شامل همه مردم آلمانی زبان نبود. به طور خاص ، آلمانی های امپراتوری اتریش-مجارستان از رایش جدید کنار گذاشته شدند و سوئیس با اکثریت آلمانی زبانان استقلال خود را حفظ کرد. پس از جنگ جهانی اول تعداد زیادی از آلمانی هایی که تحت حکومت آلمان یا اتریش زندگی می کردند خود را تحت فرمان فرانسه یافتند. حضور اقلیت های قومی آلمان در این کشورها بعداً توسط آدولف هیتلر بهانه ای برای اشغال نظامی مورد استفاده قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوم ، جمعیت آلمان به طور عمده از چکسلواکی و لهستان اخراج شدند، و این باعث شد که حضور آلمانی زبان ها همزمان با مرزبندی های جدید آلمان باشد، اگرچه اتریشی ها و سوئیسی های آلمانی زبان هنوز در خارج از کشور باقی مانده اند.

زبان رایج مردم آلمان

یکی از دشواری های زندگی در آلمان یادگیری زبان آلمانی است. آلمانی زبان رسمی آلمان، سوئیس، اتریش، لوکزامبورگ و لیختن اشتاین است.  تقسیمات گویشی آلمان، که از نظر تمایزهای قومی و فرهنگی قابل توجه بود، علیرغم تأثیرات یکسان سازی و استاندارد سازی مانند آموزش و ارتباط جمعی واحد و با وجود مهاجرت داخلی و روند تحصیلات بهتر و تحرک بیشتر رده های جامعه به زبان آلمانی استاندارد و “بدون لهجه” صحبت می کنند. اختلافات گویشی امروزه بیشتر به جمعیت روستایی و ساکنان بومی قدیمی شهرها مربوط می شود.

زبان آلمانی استاندارد از نظر منشأ زبانی ترکیبی است که از عناصر گویش های صحبت شده در مناطق مرکزی و جنوبی گرفته شده اما ویژگی های آوایی شمال در آن غالب است. در واقع ، تلفظ آلمانی استاندارد خودسرانه ای است که فقط در اواخر قرن نوزدهم رواج جهانی پیدا کرد. امروزه حتی آگاه ترین و به روز ترین افراد تحصیل کرده نیز با رنگ لهجه منطقه بومی خود صحبت می کنند ، به خصوص اگر از نواحی جنوبی باشند.

زبان رایج مردم در آلمان
اقتصاد در آلمان

اقتصاد در آلمان

قانون اساسی آلمان، Grundgesetz حق مالکیت، آزادی جابجایی، انتخاب آزاد شغل برای زندگی در آلمان، آزادی در عضویت در تشکل ها و تساوی در برابر قانون را تضمین می کند. با این حال، قانون اساسی با استفاده از “اقتصاد بازار اجتماعی” (Soziale Marktwirtschaf) عملکرد بازار آزاد بدون محدودیت را اصلاح کرد. آلمان با داشتن “شبکه ایمنی” از مزایا – از جمله حمایت از سلامت، جبران خسارت بیکاری و از کارافتادگی، مقررات مربوط به زایمان و مراقبت از کودک، بازآموزی شغل، حقوق بازنشستگی و بسیاری دیگر – که توسط افراد، کارفرمایان و بودجه عمومی پرداخت می شود، دارای نظم اقتصادی است که توسط بیشتر کارگران و مشاغل پشتیبانی می شود.

در اقتصاد بازار اجتماعی، دولت تلاش می کند تا بازی جوانمردانه ای را بین مدیریت و نیروی کار تقویت کند و روابط بین شرکت کنندگان سرمایه دار در بازار را به ویژه در مورد رقابت و انحصارها تنظیم کند. اقتصاد بازار اجتماعی نه تنها توسط دولت فدرال بلکه توسط تعداد زیادی از آژانس ها تنظیم می شود. به عنوان مثال، موسسات بیمه بسیاری وجود دارند که مزایای اجتماعی ارائه می دهند. مهمترین موسسه آلمان پس از جنگ جهانی دوم، بانک فدرال آلمان (Deutsche Bundesbank) در فرانکفورت است. دولتهای ایالتی نقش اقتصادی قابل توجهی دارند به عنوان مثال، دولت نوردراین-وستفالن به طور جدی به بقای صنعت ذغال سنگ Ruhr  توجه جدی دارد. دولت فدرال و ایالات نیز در مالکیت برخی از شرکت ها، به ویژه خدمات عمومی مشارکت می کنند. با این حال، قانون اساسی از مداخله خودسرانه دولت مرکزی جلوگیری می کند.

قانون کار و مالیات در آلمان

برای زندگی در آلمان لازم است تا با یک سری از قوانین کار و مالیات در این کشور آشنا شویم. شخصیت شهری و صنعتی آلمان در الگوی اشتغال آن منعکس شده است. خدمات، از جمله تجارت و امور مالی، بیشترین سهم اشتغال را به خود اختصاص داده اند. در آغاز قرن بیست و یکم، حدود یک پنجم کارگران در ساخت و ساز مشغول به کار بودند و بیش از 2 درصد در صنایع مرتبط با کشاورزی مشغول به کار بودند. حدود یک سوم کل کارگران آلمانی به یک اتحادیه صنفی تعلق دارند. متوسط ​​حقوق کارگری در آلمان در بالاترین رتبه جهان قرار دارد. به همین سالیانه افراد زیادی از سرتاسر دنیا مهاجرت به آلمان از طریق کار را در اولویت برنامه های خود قرار می دهند.

مالیات منبع اصلی درآمد تمام سطوح دولت است. پنج نوع مالیات شامل ارزش افزوده، دستمزد، درآمد ارزیابی شده، انرژی و شرکت ها، تقریباً چهار پنجم کل درآمد دولت آلمان را تشکیل می دهد. دولت فدرال و ایالت ها بیش از دو پنجم مالیات اصلی را دریافت می کنند و باقی مانده را برای شوراهای محلی می گذارند. مالیات های مربوط به سطح فدرال مانند مالیات بر دخانیات، نوشیدنی و حقوق گمرکی، سطح ایالتی مانند مالیات بر جواز تولید نوشیدنی و وسایل نقلیه موتوری و مالیات مربوط به مقامات محلی مالیات بر املاک و مستغلات، کسب و کار و سرگرمی عمومی. ایالت ها همچنین از مالیات بر دارایی بهره مند می شوند نرخ مالیات شرکت های بزرگ فدرال حدود 25 درصد است و وقتی مالیات های محلی در آن لحاظ می شوند، نرخ کلی مالیات به حدود 40 درصد می رسد. آلمان برای بیشتر کالاها و خدمات مالیات ارزش افزوده ۱۶ درصد وضع می کند. به منظور تسریع رشد اقتصادی، دولت آلمان در اواخر دهه 1990 مالیات شخصی و مشاغل را کاهش داد.

دولت فدرال موظف است درآمد مشخصی را به اتحادیه اروپا انتقال دهد. پرداخت های نامتناسب زیاد آلمان به اتحادیه اروپا به یک موضوع سیاسی مهم داخلی و در کل اتحادیه اروپا تبدیل شده است. آلمان به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، خود را موظف می داند که کمک های منظم خود را به سازمان ملل متحد با برنامه های پیچیده کمک های بین المللی اختصاص دهد.

قانون کار و مالیات در آلمان
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×

Powered by WhatsApp Chat

×